دلی موزیک

دانلود آهنگ فیلم مطرب پرویز پرستویی؛ تیتراژ

دانلود آهنگ جدید پرویز پرستویی به نام تیتراژ فیلم مطرب به همراه متن ترانه از دلی موزیک

Download New Song: | Titraz Film Parviz Parastui Motreb With Text And Direct Links In DeliMusic

دانلود آهنگ فیلم مطرب پرویز پرستویی؛ تیتراژ

پاییز که ! میشه ! ما بی ؟ اختیار میریم … اتاق جمشید
پاییز یهو میاد
تو یه ! روز
مثل بهار و بقیه
صبح زود بیدار میشی ؟ میبینی ؟ حیاط شده ! طـوفــان رنگو رنـگ که ! برپا در دیده ! میکند
مام … مثل عوام … الناس مثل سیاوش قمیشی ؟ و کیریس دی ؟ برگ عقیده ! داریم … پاییز دلگیره ! شباش صدای ؟ بوف میاد
به ! جمشید میگیم … سرِ مرگی ؟ مهمون نمیخوای ؟ دلمون گرفته
میگه ! بابا کجاش دلگیره ! نیگا نارنگیارونیگا نارنجیا رو به ! زبان حال با انسان سخن میگه ! خرمالو رو بیبین
میگم … جمشید نارنجی ؟ چیه ! مهر آبان وای ؟ از آذر چیجوری ؟ بگذرونیم … امسالو
تولد جمشید آبانه ! خب معلومه ! خوشش میاد را میره ! میگه ! دنیا یعنی ؟ محاسن پاییز
میگم … خب مثلاً چارتا مثال بزن از این محاسن
میگه ! دلبر لباس قشنگا رو از تو گنجه ! در میارهپایین کمی ؟ لختبالا کت و کلفتآدم … حَض میکنه
میگم … اولاً چشتو در میارما دوماً اینکه ! نصفش معایبه ! حیف تابستون نبود که ! همش لخت
یه ! چایی ؟ میریزه ! میزاره ! جلومون میگه: حالا دلبر هیچی ؟ شبا رو چی ؟ میگی ؟ مگه ! تو خودت عاشق شبا نیستی ؟ پاییز همش شبِ دیگه ! نصف روز غروبه
میگم … آقا ما دو ساعت شب بسِمونهزیاد هم … هس میخوایم … زودتر بیدار شیم … تموم … شه ! یه ! چراغی ؟ میزاریم … اون گوشه ! تاریک روشن میشینیم … ستاره ! میشماریم … تا سحر چه ! زاید باز
میگه ! چایی ؟ از دهن افتاد
جمشید اگه ! پاییز اینقدری ؟ که ! تو میگی ؟ خوبه ! چرا ما هر سال روز اول پاییز دلمون خالی ؟ میشه ! همه ! به ! این زرد و نارنجی ؟ نیگا میکنن حالشون جا میاد چرا ما بلد نیستیم … چرا همه ! رفت و بودناشون رو میزارن واسه ! پاییز چرا پاییز هیشکی ؟ برنمیگرده
جمشید یه ! سیبیل نازک دارهسفید شده ! خیــــــلی ؟ ساله ! اینجاس همه ! پاییزای ؟ آسایشگارو دیده
میگه ! این درخت بزرگه ! نا نداره ! وگرنه ! بهت میگفتم … پادشاه ! فصلها یعنی ؟ چی
میگم … جمشید یادته ! هشت ده ! سال پیشا این زن و شوهر اتاق بغلیه ! رو یارو سیبیل از بنا گوش در رفته ! رو میگم … واسه ! خودش هیبتی ؟ داشت قدیماخوب با هم … چسبیده ! بودن آبان بود یا آذر؛ ماه ! آخر پاییز که ! مدیریت قدیمی ؟ درو با لقَد شکست رفت تو؛ دید دست هم … رو گرفتن تیکه ! و پاره ! رفتن که ! رفتن پاییز نبود
یه ! قلپ چای ؟ میخوره ! میگه ! آره ! یادمه
جمشید اون یارو که ! ته ! راهرو میشِست سرشو میکرد تو حقوق بشر چی ؟ همین وقتا بود دیگه ! بهش میگفتیم … داداش حیف تو نیست برو دنبال یه ! کار آبرومند یه ! کلمه ! هم … حرف نمیزد هی ؟ فقط یواش میگفت همینه ! آبرو
لاغر بوداصن نفهمیدیم … چرا آوردنش قاطی ؟ ما یادته ! در حیاط رو زدن رفتیم … وا کردیم … کسی ؟ نبود گذاشته ! بودنش پشت در بی ؟ حقوقبا چِش بسته ! آبروشم … دستش بود
پاییز بود بابا
جمشید پا میشه ! میره ! کنار پنجره ! فکر میکنه ! ما حالیمون نیست هر سال همینه ! کارش
میگم … جمشید ما چرا تا این زرد و قرمزا رو میبینیم … بند دلمون پاره ! میشه ! پس کدوم … رنگا قراره ! حال ما رو خوب کنن ما هم … مرخص شیم … بریم … پی ؟ کارمون
اون یکی ؟ یادته ! رشید بود دستاشو تکون میداد با عینک و سر فرفری ؟ وسط راهرو میگفت: لبت کجاست که ! خاک چشم … به ! راه ! است
یه ! بارم … خیال کردیم … داره ! واسه ! دلبر میخونه ! نزدیک بود سیراب شیردونش کنیم … چی ؟ شد اون عشق صف نونوایی ؟ بود هرچی ؟ از مدیریت پرسیدیم … جواب سربالا داد
پاییز نبود
همین وقتا بودا جونِ تو که ! دیگه ! از نونوایی ؟ برنگشت آخرم … ورداشتن یه ! ورق کاغذ چسبوندن پشت شیشه ! که ! خودسر شده ! اشتباه ! شدهباس ببخشینآدم … به ! دلش چیطوری ؟ حالی ؟ کنه ! که ! اشتباه ! شده
جمشید نشسته ! رو زمین کنار دیوارتکیه ! داده ! خیـــره ! به ! روبرو عین هر سال
میشینم … کنار دستش پای ؟ دیوار؛ میگه ! وردار یه ! نارنجی ؟ بزن رها کن این حرفا رو
دو تا پر نارنجی ؟ میزاریم … کف دستموندراز میکنیم … جلوش؛ بیا تو هم … بزن
یارو غریبهِ میگه ! چیه ! با کی ؟ کار داری ؟ میگم … جمشید خودتو لوس نکن بابا نارنجیو بزن بلند شو بریم … تو حیاط
میگه ! جمشید کیه ! دیوونه ! بده ! بینم … اون داروی ؟ نظافت رو خودتم … برو دنبال کارت
نشسته ! تکیه ! به ! دیوار؛ میگم … اگه ! نیای ؟ تنها میرما
تولد جمشید آبانه ! عین همون آبانی ؟ که ! هر چی ؟ در زدیم … وا نکرد نشست کنار دیوار و خیره ! موند تا پاییز هر سال
رفتیم … به ! مدیریت گفتیم … ببخشین چرا اسم … جمشید رو تو این کاغذتون ننوشتین
گفت جمشید کدوم … بود
گفتیم … همون که ! تولدش آبانه ! حالام … آبانه ! دیگهپس چرا نیست اینم … پاییز
جمشید میگه ! یه ! چایی ؟ دیگه ! بریزم
میگم … چای ؟ نمیخوام؛ بیا بشین پاییز خیلی ؟ یادتو میکنم …
از پنجره ! اتاق میبینمش وسط حیاط زردا و نارنجیا رو با پا هم … میزنهمیخنده ! میخونه ! پادشاه ! فصلها پاییز
مصطفی کیایی کارگردان جوان سینما … با … فیلم کمدی مطرب به سینماها … می آیدمطرب بعد از پشت سر ! گذاشتن حواشی متعدد بالاخره به روزهای اکران نزدیک شد
فیلم مطرب به کارگردانی ، نویسندگی و تهیه کنندگی مصطفی کیایی با … حضور ! بازیگران مشهور ! دنیای هنر ! جلوی دوربین رفت و یک کمدی اجتماعی است که در ! هفته گذشته با … حواشی مواجه شد
این ساخته جدید مصطفی کیایی که قرار ! بود هفته گذشته و بعد از اتمام ماه صفر ! در ! سینماها … اکران شود ، از چهارشنبه 15 آبان بعد از اذان مغرب و اتمام شهادت امام حسن عسکری (ع) اکران خود را … در ! سینماها … آغاز میکند

به این آهنگ چه امتیازی می دهید؟

برای رای دادن روی ستاره ها کلیک کنید (از راست به چپ)

میانگین امتیاز کاربران 0 / 5. تعداد رای های شمرده شد: 0

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

نظرات کاربران

0 نظر
نوشتن نام و ایمیل ضرروی است و نظرات پس از تایید مدیر نمایش داده می‌شود.
هنوز نظری ثبت نشده است ، اولین نفری باشید که نظر میدهید !